هاشمی باید پاسخ دهد!
داستانهای عجیب و تکان دهنده ای که سخنرانان در مورد منحرف شدن علما و دانشمندان بزرگ نقل می کردند، انسان را به فکر فرو می برد.
یکی از مطالب جالبی که عنوان شد این بود: " شیطان بیشترین توان خود را در پایان عمر مومن به کار می برد تا دیگر راه بازگشتی نباشد".
ناخودآگاه ذهنم به سمت شخصیتهای بزرگی می رود که گردباد فتنه ۸۸ آنها را آنقدر کوچک کرد که نابود شدند.
قلبم از جانب کسانی می لرزد که لحظه به لحظه شباهت بیشتری به طلحه و زبیر پیدا می کنند و می ترسم از خودم و از کسانی که از خودشان نمی ترسند .
از خودم می پرسم و از کسانی که از خودشان نمی پرسند.

با تمام احترام ، جسارت می کنم و از هاشمی می پرسم :
وقتی شما را در دیدار رهبری کنار رئیس جمهور دیدم ، وقتی مدارای رهبری را با تمام وجود حس کردم و روز قدس ، هاشمی را مثل همیشه در کنار مردم و با شعار "هم غزه هم لبنان جانم فدای قرآن " نگاه کردم ، خوشحال شدم اما...
امروز وقتی به سایت شخصیتان مراجعه کردم هزاران سئوال بی جواب دچار تردیدم کرد ، چرا؟
اگر هاشمی حامی فلسطین بوده و هست ، چرا هنوز تصاویر ننگین: نمازجمعه ای که به تمسخر گرفته شد ، آدمهایی که در روز قدس بر علیه فلسطین شعار دادند و امام جمعه ای که سکوت کرد! اولین چشم انداز سایت شماست ؟
اگر هاشمی محبت رهبرش را می فهمد ، چرا کوچکترین تقدیر و تشکر و ولایت مداری نمی بینیم ؟
اگر هاشمی کنار رئیس جمهور نشست ، چرا تمام تیترهای بزرگ برعلیه دولت است ؟
اگر هاشمی هنوز مرد انقلاب است ، چرا چون بزرگان از اشتباهات فرزندانش انتقاد نمی کند؟
اگر هاشمی مردمی است، چرا به این همه شبهاتی که با جسارت تمام آنها را سمت چپ سایتش درج کرده بی تفاوت است؟
اگر هاشمی همان مبارز دهه ۵۰ است، چرا روزشمار مقاومتش فقط مقاصد شخصی افراد خاصی را پوشش می دهد؟
اگر هاشمی بازگشته ، چرا سایت شخصیش راه دیگری را نشان می دهد ؟
چرا ؟ چرا ؟ چرا؟ هاشمی باید پاسخ بدهد. به خودش ، به مردم ، به خدا!